«کتاب جستارهایی در باب اضطراب اجرا»
راهنمای موسیقیدانان برای مدیریتِ ترس از صحنه.
اضطراب چنان قدرتی دارد که پُرآوازهترین نوازندگان و خوانندگان را هم پیش از ورود به صحنه به اینپاوآنپاکردن وامیدارد و حتی گاه جدال پنهان ایشان را عیان میسازد و در حین نواختن و خواندن، آنها را به مرزهای نابسامانی میکشاند و در مواردی روند اجرا را از حرکت بازمیدارد. با وجود شماری پژوهشها در این قلمرو، نیاز به واکاوی هرچه بیشتر آن احساس میشود و کارهای انجامگرفته، در تناسب با ارزش و اهمیت موضوع، نگاه ژرفی را به خود نمیخواند.
کتاب حاضر از چند ویژگیِ جالب توجه بهره میبرد. نخست، اهمیت مؤلفانی مطرح است که به این موضوع پرداختهاند، زیرا ایشان با نگاهی بیرونی در مقولۀ اضطراب مداقه نکردهاند، بلکه خود در مقام اهل فن مزۀ آن را چشیدهاند. آنها دری تازه به جهان پیراموسیقایی میگشایند و پرسشهایی پاسخنایافته پیش مینهند و اجراگر را به تأمل بیشتر در شناخت از خود وامیدارند و در ادامه راهکارهایی ارائه میدهند. صاحبان قلم، با توجه به اهمیت موضوع، کنارنهادن هیچ نوعی از انواع ممکنِ موضوعِ در دست بررسی را شایسته نمیدانند و موارد مداخلهگر را بهنوبت برمینگرند.
در ورود به این قلمرو، شرط اول قدم آن است که نوازنده و خواننده آگاه باشد و خود بداند دکانِ خنزرپنزرفروشیِ فکری میتواند به آوردگاهی درونی تبدیل شود. کارزاری که میدان نبردش بیش از همه آسیب میبیند و مسیر را بر شکوفایی سد میکند. رنگوبوی خطااندیشیِ آمیخته با تعصبی که بخواهد همه چیز را در مهارتهای فنی بجوید راه به سرمنزل مقصود نمیبرد و از دیگر بخشهای مهم مانند درونیابیها غافل میماند. برخی نوازندگان با وجود آنکه از حملههای توانفرسای اضطراب و افسردگی میرنجند، اما راز دل را فقط با ساز میگویند و جان را بهظاهر از این طریق تسکین میدهند و در برابر دیگران حتی معلمشان، دم فرومیبندند و ذکری هم به میان نمیآورند؛ چه بسا در برابر پیجویی مدرس، مسیرهای پرسنگلاخِ بدقلقی و طفرهروی را در پیش میگیرند. گاهی نیز وسواس جبرانِ گذشته اضطراب در دل میپروراند که به دور از نگاهها و فقط بر صفحۀ دل به حیات خود ادامه میدهد. در نتیجه، شماری فقط به تنهانوازی در کنجی خو میگیرند و از پذیرشِ گروهنوازی یا برگزاری کنسرت شانه خالی میکنند.
افسانهپردازی دربارۀ دستاوردهای دیگران و توانآزماییهای غیرموجه با انواع رقیبانِ واقعی و خیالی به خاطر کسب فضیلتی شایان ستایش را نیز نباید از نظر دور داشت. سودای دستیافتن به چنین قلههایی بهآسانی بر کل مقصود عینی چیره میشود و اجرا در برابر دیگری را به لحنی آمیخته با تردید میآمیزد و پروازِ مرغِ فکر هنرمند در اقطار آزادی را روا نمیداند و در سنجۀ دیگران به حصار میکشاند و مسیر پیشرفت را تا اوج ثریا به کجراهه میرساند. گدازههای جوشان آرمانباوریْ آتشی میافروزد که سراپای اجراگر را دربرمیگیرد و در ادامه حرمتشکنترین حضاری را به ذهنش متبادر میکند که فقط به قضاوت مینشینند و داروی تلخ نقادی را با زور به او میچشانند. در چنین آشوبی که صدای خروسخواندنِ کبکِ رقیبانی خیالی، سکوت را از گوش بیرون میراند، اجراگر با حسرتْ اختیار از دست میدهد و با حیرت به تماشا میایستد که چطور تارهای سرکوبشدۀ احساساتش او را میلرزانند!
در اینجاست که مشکلات ریشهدار و دیرپا در مقام عرض اندام برمیخیزند. نقش مدرس برجسته میشود و فریادهای ستایشآمیز و هیاهوی سرزنشبار او در هیئتی دیگر رخ مینماید. البته این مطلب اشارهای است بیرون از حوصلۀ این مختصر، که مؤلفان در متن کتاب دربارۀ موجزگویی و ذکاوت در کلام مدرسان بهتفصیل سخنها میگویند. مادامی که مدرس یا حتی درمانگری کارکشته، رویکرد هنرمند را ابتدا واکاوی و سپس راهبری نکند، درِ بیاستدلال پذیرشِ اضطراب بر همین پاشنه میچرخد و گریزگاهی از مصائب مرتبط با آن پیش نمینهد.
صاحبان قلم نمیخواهند به لجاجتهای بیپایۀ تاریخیِ برخی مدرسان متعصب پاسخ گویند، بهعلاوه اسیر دنبالهرویهای بیجا در جهانی سرگردان نمیشوند، بلکه فقط با کشف استلزاماتِ برخی پیشفرضهای بنیادین، آنها را به چالش میکشند و پس از تبیین دقیق مسئله، راهکارهایی مقتضی ارائه میدهند. آنچه مرسوم و مطلوب اهل پژوهش است عطف نظر به سابقه و ریشۀ هر مطلبی از گذشته است؛ نویسندگان کتاب حاضر به این مهم توجه مبسوط داشتهاند و در پایان هر فصل منابع استفادهشده را آوردهاند که خود میتواند دستمایۀ پژوهشگرانی باشد که میخواهند در این قلمرو گام بردارند.
داستانها و خاطرات شنیدنی و خاطرنوازی که در فصلهای گوناگون آورده شده چون قند ذائقۀ مخاطب را شیرین میکند و از ملال خاطرش میکاهد و به پرسشهای احتمالیِ ذهنش در باب موضوعات مطرحشده پاسخی درخور میدهد. همچنین آوردن مصادیق و تجربیات شخصیْ پیوند میان نویسندگان و خواننده را تسهیل میکند و امکان بهرهگیری برای مخاطب در هر سطحی را فراهم میآورد. فعالیتهای پیشنهادی در پایان هر فصل هم بسیاری مطالب را از لاک جادویی بیرون میکشد و خواننده را با ظرفیتهای پنهانش آشنا میسازد و به صورتی فعال با متن همراه میکند.
در ترجمۀ این کتاب نهایت کوشش به کار رفته تا از تعارض لغوی اجتناب شود و این مشکل سبب ابهام و سردرگمی خواننده نگردد. سعی دیگر بر این بود که حتیالامکان یک معادل فارسی مأنوس و معمول در برابر هر اصطلاح فنی به کار رود. با این حال، برای مترجمی که در مقابل خیل عظیمی از اصطلاحات فنی قرار میگیرد مسیر مطمئنی، جز پیشگرفتن راه احتیاط باقی نمیماند. با وجود کوشش بسیار در به انجام رساندن کار، مترجم ادعای آن ندارد که کاری بینقص ارائه میدهد، اما امید دارد از اضطراب اجرای موسیقی که در هالهای فرورفته است به حد توان غبارروبی کند و گریزگاهی برای رهجویان بگشاید و دشواریها را تا حدی و به نحوی مقتضی مرتفع سازد و زمینهساز پیجویی بیشتر هنرپژوهان و ارباب فن شود.
جستارهایی در باب اضطراب اجرا
کتاب جستارهایی در باب اضطراب اجرا با تکیه بر پژوهشها و تجربههای شماری از صاحبنظران رهیافتی است برای هنرمندانی که تندباد اضطرابْ چراغ امیدشان را به درخشش روی صحنه خاموش میکند.
