سیر تحول وامواژۀ جاز در موسیقی ایران
نشریه: هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران
سال انتشار: 1404، دوره: 30، شماره: 3، صفحات: 71-82.
DOI: 10.22059/jfadram.2025.386681.615983
سابقۀ استفاده از وامواژهها در ایران به سالها قبل بازمیگردد و نمونههایش خصوصاً در موسیقی، فراوان استفاده میشود. این در حالی است که میان وامواژههای غربی، «جاز» سرنوشت متفاوتی را تجربه میکند و بستر تأویلهای گوناگونی میشود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتوبات، به بررسی تحول مفاهیم مرتبط با جاز میپردازد؛ همچنین به دنبال شناسایی عواملی است که پیدایش تفسیرهای ناهمگون از این وامواژه را طی فرگشت موسیقایی تسهیل میکند. یافتهها نشان میدهد از بحبوحۀ مدرنسازی و غربیسازی در ایران تاکنون، واژۀ جاز پنج مفهوم متفاوت را نمایندگی میکند که اغلب آنها در گذر زمان با اصطلاحات دیگری جایگزین میشوند. مواردی همچون آمریکاستیزی، سنتگرایی، ذهنگرایی، فقدان حمایت منسجم سازمانی و دانشگاهی و همچنین غرابتهای موسیقایی، امکان بروز روایتهای ناهمخوان و گاه متناقض از این وامواژه را پدید میآورد. «جاز ایرانی» با وجود تغییر کارکرد، تنها اصطلاحی است که در ادبیات موسیقی ایران طی بازههای پیش و پس از انقلاب اسلامی باقی میماند. با توجه به اهمیتِ موسیقی موسوم به جاز ایرانی در سالهای پیش از انقلاب، در بخشی از تحقیق حاضر، مقایسۀ این موسیقی با جاز آمریکایی مورد پژوهش قرار میگیرد و نتایج وجود پارهای همپوشانیهای فنی میان دو موسیقیِ مذکور را نشان میدهد.
واژگان کلیدی: جاز، موسیقی آمریکا، مفاهیم موسیقایی، نفوذ موسیقایی، وامواژهها.
_____________________________________
بداههپردازی در موسیقی کلاسیک ایرانی: مفهوم، پیشینه و مؤلفههای تثبیتکننده
نشریه: هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران
DOI: 10.22059/jfadram.2026.417337.616268
بداههپردازی در موسیقی کلاسیک ایرانی، در جایگاه رکنی اساسیْ پذیرفته شده است و از نظر برخی فعالان این حوزه، عمرش به گذشتههای دور بازمیگردد. این در حالی است که پژوهشِ مستقلی در این باب انجام نشده و ابعاد مفهومی و تاریخی آن ناشناخته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی -ضمن بررسی گذشتۀ بداههپردازی- میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که چه مؤلفههایی زمینۀ تثبیت بداههپردازی از کنشی حاشیهای به روالی اجرایی را فراهم آوردهاند؟ در پژوهش حاضر با تفکیک حالتهای اجرایی به سه سطح «بازاجرا»، «بداههپردازی» و «بداهنگسازی»، اصطلاح «بداههپردازی» با توصیف اجرای بینیاز از متن مشخص و ثابت استفاده میشود؛ تعریفی که در آن، متنِ موسیقایی(خواه شفاهی یا مکتوب) ملاک تمایز است. یافتهها نشان میدهد بداههپردازی در گذشتۀ موسیقی ایرانزمین، در جایگاه روالی اجرایی برجسته نبوده و اغلب برای نمایش تسلط و در مواردی بداهنگسازی استفاده میشده است. همچنین مؤلفههای تقابل موسیقایی با غرب، بداههپنداری ناواردان، محدودیت کارگانی، مقدسانگاری، نمایش مهارت و علاقه به دوگانهسازی، زمینۀ تثبیت بداههپردازی بهمثابه روالی اجرایی را سبب شدهاند. در نتیجه بداههپردازی در موسیقی کلاسیک ایرانی، ویژگیای ذاتی و ازلی نیست و برساختهای تاریخی است که تحت تأثیر شرایط اجتماعی، کارگانی و فراموسیقایی تثبیتشده و همواره مرتبهای ممتاز از اجرا را نمایندگی نمیکرده است.
واژگان کلیدی: اجرای موسیقایی، بداههپردازی، بداهنگسازی، موسیقی کلاسیک ایرانی، متن موسیقایی.
_____________________________________
